هفته دوم
سلام شیرین مامان شنبه 9 شهریور با بابایی برا آزمایش غربالگریت رفتیم مرکز بهداشت خیلی خلوت بود و بدون نوبت رفتیم داخل اتاق دکتر و دکتر کمی راجع به آزمایشت اطلاعاتی در اختیارمون دادند و بعد آزمایشتو انجام دادند خیلی آروم خوابیده بودی و وقتی هم که از کف پات آزمایش انجام دادند اصلا گریه نکردی دکتر هم خوشش اومده بود و گفت خدا حفظشون کنه آخه آروم بودی و اذیتشون نکردی الهی من قربونت برم طلای مامان که اینقدر خانومی شما و گفتند اگه موردی باشه تماس میگیرند وگرنه تماسی نمیگیرند و فقط دعا دعا میکردم مشکلی نداشته باشی و از اونجا هم رفتیم برات پرونده تشکیل بدیم. کارای تشکیل پرونده رو انجام دادیم و بعد از مدتی انتظار با بابایی داخل ا...
نویسنده :
آلیس
22:43







