هستی من.نفس

با قلبی عاشق برایت می نویسم....یادداشتهای امروز من یادگاری برای فردای تو

سي ماهگي نفس مامان مبارک

سلام عشق مامان    خوبی شماااااااااا و اینم کارایی که تو این ماه انجام دادید.....   این چه حرکتیه داری ورزش میکنی آره                      نشستنشو عزیزمی تو خانوم         چه خبره اینجااااااااااااااا         این دیگه چه حرکتیه عجبااااااااااا         نفس و این همه عروسک         چه حرکت هایی انجام میدی شما چتونه شماااا هان         داری ادب میکنی عرو...
29 بهمن 1394

بيست و نه ماهگي نفس بلا مبارک

سلام عشق مامان  خوبي دنياي مامان برا عزيزم بگم که تو اين ماه هرازگاهي دنيا جونو اذيت ميکني هاااااا خوب شما هم خودت ني ني کوچولو هستي نميشه ازت انتظار داشت يه کوچولو بهش حسودي ميکني خوب اينم طبيعيه   ماماني بعضي وقتا هم اسباب بازي هاتو مياري با آبجي دنيا بازي ميکني دعواتونم ميشه هاااا    وقتي دنياجون ميخواد از اسباب بازي هات برداره بهش نميدي بعدش بهش ميدي هااااا اشکالي نداره ماماني تو خودت هم خيلي کوچولو هستي هنوز برات زوده اين چيزارو درک کني ولي خوب کلا دوسش داری. همچين بهش ميگي آبجي آبجي دنيا يا ميگي جان جان قربون اون جان گفتنات برم من که دنيارو دوسش داري هاااااا برات بگم که وقتي خوابيده ميري بيدارش...
30 دی 1394

يلدات مبارک دخمل نازم... يلداي 94

سلام نفس مامان دخمل مامان برا خانومی بگم که امسال سومین یلداتونه یلدات مبارک قشنگم   اینم سفره یلدامون کار مامانته هااااااا  بازم مامان بزرگ دستش درد نکنه با این همه وسایلی که برامون فرستاده         قربون اون خستگی تون که به مامانی کمک کردیییییییییییی         فداتون چه آروم نشستند         و اینم عکس چهارتایی مون             اونجا نشستی طلای مامان خوش میگذره بهت آره                    ...
30 آذر 1394

بيست و هشت ماهگي نفس جونم

سلام خانومی خوبی خانوم خانوماااااااااااا اینم از کارایی که تو این ماه انجام دادید.......   میشینی رو صندلیت قلم کاغذ میگیری دستت شروع میکنی به توضیح دادن مامانی سخنران خوبی میشی هاااااا                       قربونتون برم من با این رژ لبتون         نذاری یه وقت از آبجی تون یه عکس تکی بندازیم هاااااا خانوم خانومااااااا         هر روز اینه وضع خونه هااااااااا مهم نیست باید بازی کنید دیگه         عروسکاشو کجا گذاشته تورو خدا  ...
30 آذر 1394

بيست و هفت ماهگي نفس خانوم

سلام جيگر مامان  خوبي نفسم برا قشنگم بگم که تقريبا دو ماهي هست که هراز گاهي بازت ميذاشتم تا از پوشک بگيرمت ولي اين ماه ديگه کامل صبح تا شب پوشکت نميکنم تا کامل ياد بگيري خدارو شکر ياد گرفتي جيش و اخ هم ميگي بعضي وقتا به جيش هم اخ ميگي. داشته باشي ميري دستشويي اما بعضي وقتا يادت ميره بگيییییییییییییی. بايد خودم تنظيم کنم از رو ساعت ببرمت اونم يه ساعت يه ساعت اولا نيم ساعت به نيم ساعت اما حالا ميدونم کي ها ديگه بايد بري دستشويي. وقتي خودت يادت ميره بگي خودم ميبرمت يا بابايي ميبره و جلوي دستشويي هم ميشيني شروع ميکني به حرف زدن و ما هم بايد به حرفاي شيرينتون گوش بديم. اما شبا فعلا پوشکت ميکنم بيرون هم ميريم پوشکت ميکنم تا استرس ...
25 آبان 1394

بيست و شش ماهگي نفس مامان

سلام قشنگ مامان  خوبي عسل برا خوشگلم بگم که ديگه يواش يواش داريد کلمات ياد ميگيريد و به زبون خودتم حرف ميزني وقتي هم توضيحات ميدي اونقدر قشنگ توضيح ميدي حتي از دستاتم استفاده ميکني قربون اون حرف زدنت که اينقدر قشنگ حالي ميکني که چي ميخواي مثلا ياد گرفتي ميگي به ميلاد  ايلاد امير  امير عمو عمه دايي علي علي مامان آلیسا رو ميگي مامان آسيلا لاک میگی هاش  صبح از خواب بيدار ميشي ميگي هاش بزنيد ظهر هم شب هم رنگ هاشم خودت انتخاب ميکني خانومم تخم مرغ اوخ کفش پاش قاشق قاشی آش آش باربي میگی باربي ظهر که میشه ميگي بابا بياد ماشين باربي جيش قربون اون حرف زدنت برم من الهي مو مو ابرو...
28 مهر 1394

بيست و پنج ماهگي نفس جون

سلام نفس مامان    خوبی عروسکم    اینم از کارایی که تو این ماه انجام دادید   این رورورک خاله هانیه برا دنیاجون آوردند اما از دست تو دختر که نمیذاری آبجی ازش استفاده کنه آخرشم شکشتیش             خطرناکه عزیزم کش ولش کنی میخوره به سر و صورتت که             اینم کادوی تولدتونه که مامان بزرگتون براتون خریدند حال میکنی باهاش هااااا                    ایننننن همه گیره برا چی به موهات زدی حسود خانوم    که نکنه...
30 شهريور 1394

تولد دو سالگيت مبارک قشنگم.رفتن به آتليه

سلام دخمل نازم خوبي خانوم خانوما              تولدت مبارک عزيزم                      تولد تولد تولدت مبارک                                            برا قشنگم بايد بگم که امروز روز تولدتونه عزيزم. مث سال قبل ماماني دلش ميخواد همون شش سالگي براتون تولد بگیره. اما امروز مامان بزرگ و خاله فاطي و عمو روح الله...
2 شهريور 1394

بيست و چهار ماهگي نفس مامان

سلام دخمل ناز مامان  خوبی چشم قشنگ مامان    کارایی که تو این ماه انجام دادید    اومدن خاله هانیه خونه مون خیلی هم بهمون خوش گذشت اینجا پارک کودک همش میخواستی سوار اینا بشی پایین هم نمی اومدی ای جانم                    اینجا پارک ارم عمه سیمین برا شام دعوتمون کرده بودند خوش گذشت وای یه بار نیما هوس کرد سوار کشتی بشه با خاله سوار شدند از اول تا آخر همش داد زد ترسیده بود ما هم پایین همش بهش خندیدیم ای جانم قربونش برم من                 ...
28 مرداد 1394

مسافرت به همدان تیرماه 1394

سلام طلاي مامان    خوبي عروسکم  کارایی که تو این ماه انجام دادید     بازم نفس و دنیا کوچولو قربونتون برم من که تو عکسا دنیارو تنها نمیذاری ای جانمممممممممم                   یواش طلا خانوم فهمیدیم دوسش داری عزیزم             اینجارو لباسشو لباس دکلته شو دامن مامان هاااااا پوشیدی هاااا چه خوشکل شدی عسلم             وای وای وای نمیخواد کمک مامان بکنی دخملم نکنه بریزی تو دهن دنیا کوچولو     &n...
30 تير 1394